به نظرتون قبله کدوم طرفه؟؟؟؟


با غبانی پیرم که به غیر از گلها ، از همه دلگیرم کوله ام غرق غم است، ادم خوب کم است عده ای بی خبرند ، عده ای کورو کرند و گروه ای پکرند ، دلم از این همه بد میگیرد ، و چه خوب ... ادمی میمیرد
یک نفر همدم خوشبختی هاست
زندگی دفتری از خاطرهاست
یک نفر در دل شـب
یک نفر در دل خاک
یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد
ما همه همسفرو ره گذریـم
انچه با قیست فقط خوبی هاست
روانشناسی الویت ها
این یک تست وانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی
شده.
فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد
1
تلفن زنگ میزنه
2
بچه تان گریه میکنه
3
یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه
4
لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره
5
شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره
سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو
انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟
د محمد خامنهای برادر بزرگ آیت الله سید
علی خامنهای و رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا به همراه آیت الله شاهرودی در
کنار رهبر معظم انقلاب در مراسم عزای اباعبداللهالسلام علیک یا اباعبدالله الحسین ع
بابی انت و امی یاحسین ع

بازیچه ی دست یار بودن عشق است
در پنجه ی غم شکار بودن عشق است
در محکمه ای که یار باشد قاضی
محکوم طناب دار بودن عشق است
عشق است به آسمان پریدن
عشق است به خاک و خون طپیدن
عشق است به کربلا رسیدن...
گیرم که رد کنی دل ما را… خدا که هست !

یادم نمی رود آن شبی را که در شمالی ترین نقطه شهر در میان انبوه ماشین های مدل دو هزار و چند ، یک پیکان استیشن بی رنگ و رو که بدنه اش جای سالمی نداشت همراه با چند کودک که عکس تو را در دست داشتند و حتی دمپایی هم نداشتند خودنمایی می کردند ، تشت رختشویی مادرشان را هم آورده بودند ، می کوبیدند و با عکس تو بالا و پایین می پریدند و فریاد می زدند " هم دکتره ، هم دزدگیر " ، آن شب من تصمیم گرفتم به تو رای بدهم ، راستش را بخواهی به تو نه ، به آرمان تو .

روزها
گذشت و تو خدمت کردی و محبوب امت و ولایت شدی ، سیاست خارجی را از حالت
انفعال خارج ساختی و پرونده هسته ای را مختومه کردی ، راستی یادت می آید با
هم فریاد می زدیم " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " ؟ ، همه چیز داشتی و
حاشیه نداشتی ، همه حم و غم تو مسائل اصلی کشور بود و به مسائل فرعی کاری
نداشتی ، همه چیزت خوب بود اما انتخاب هایت خوب نبود ، یادت می آید آقا تذکر دادند " انتصاب
جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت
جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است . " .
مسئله فرعی برای ما ، مسئله اصلی برای تو...
ما مَرد نبرد و نعره و تکبیریم
در راه تو ای خامنه ای می میریم
گر حکم کنی ، برای حفظ اسلام
هر رای به هر که داده ، پس می گیریم
((ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم))
ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

یک داستان کوتاه و شاید واقعی!
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:
ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... گه میخوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمیکشی؟
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحشهای مرد عصبی شود و عکسالعملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:
خیلی
عذر میخوام فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن
بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم
که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد ...
همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...
چه لذتی دارد حبیبی را به محبوب رساندن، و چه لذت بیشتری وقتی که حبیب، خسته و ناتوان و درمانده باشد و محبوب، «معینالضعفا».

هفته ي بسيج ، بر بسيجيان جهان اسلام مبارك...
و چه غافلند دنیا پرستان و بی خبران، كه ارزش شهادت را در صحیفه های طبیعت جستجو می كنند، و وصف آن را در سروده ها و حماسه ها و شعرها می جویند، و دركشف آن از هنر تخیل وكتاب و تعقل مدد می خواهند ، و حاشا! كه حل این معما جز به عشق میسّر نگردد...

باز هم در دل جنون آغاز شد
زخم ميدانهاي مين ابراز شد
باز هم مجنون ليلايي شديم
بعد عمري باز شيدايي شديم
ياد گلها ياد شبنم ها بخير
ياد بوذر ياد ميثمها بخير
ياد آن دريادلان ناشکيب
گوي سبقت ميربودند از رقيب
آن زمانها عشق، ميدان دار بود
عشق ، در دلهايمان سردار بود
رنگ خون، بالاترينِ رنگ بود
عشق، آنجا ناخداي جنگ بود
آي دريا، بوي طوفان ميدهي
بوي عاشورا و قرآن ميدهي
کلاس اول خواندیم ” آن مرد در باران آمد ” … 

جمعه شب ها دل من حس تغیر دارد
و از اعمال خود ابراز تأثر دارد
که دوباره نکند چشم تو گریان شده است
و از این نامه ی اعمال دل پر دارد
بارها توبه نکرده دل من توبه شکست
در دل آزاری ارباب تبحر دارد
اینکه در شهر گنه یار تو ماندیم هنوز
گوشه چشمیست که خود جای تشکر دارد
همچنان منتظم سخره ی عالم شده ام
دلم از حالت این شهر تنفر دارد
قلم از دست غزل گفتن من خسته شدست
گوئیا مثل همه قصد تمسخر دارد
گفته راوی که تو یک جمعه سحر می آیی
همه عالم به همان جمعه تفکر دارد
آخرش در طلب دیدن تو خواهم مرد
دل من مردن اینگونه تصور دارد
مرد ، ا ز بسکه غزل گفت دل از هجر شما
آری این قصه ی عشق است تکرر دارد
«فروردین 87 کرج»

ده قرن ز عمر پسر فاطمه بگذشت یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم...

...عصر این جمعه ي دلگیر
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،
تو کجایی گل نرگس؟
به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی ست زجنس غم و ماتم،
زده آتش به دل عالم و آدم
مگر این روز و شب رنگ شفق یافته، در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم!
که به جای نم شبنم
بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت.
نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت
به فدای نخ آن شال سیاهت
به فدای رخت ای ماه!
بیا
صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،
آجرک الله!
عزیز دو جهان یوسف در چاه ،
دلم سوخته از آه نفس های غریبت
دل من بال کبوتر شده
خاکستر پرپرشده،
همراه نسیم سحری
روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی
و سپس رفته به اقلیم رهایی،
به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی
و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت
زیر رکابت
ببری تا بشوم کرب و بلایی؟
به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،
نگهم خواب ندارد،
قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد،
شب من روزن مهتاب ندارد،
همه گویند به انگشت اشاره
مگر این عاشق بیچاره ي دلداده ي دلسوخته ارباب ندارد...
تو کجایی؟
تو
کجایی؟
شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...
گریه کن
گریه وخون گریه کن، آری
که هر آن مرثیه را خلق شنیده است
شما دیده ای آن را
و اگر طاقتتان هست،
کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم،
و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من
هم چو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است،
به گستردگی ساحل نیل است،
و این بحر طویل است
وببخشید که این مخمل خون، بر تن تبدار حروف است
که این روضه ي مکشوف لهوف است،
عطش بر لب عطشان لغات است
و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است،
و ارباب همه سینه زنان، کشتی آرام نجات است ،
ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است،
ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است،
ولی حیف هنوزم که هنوز است
حسین ابن علی تشنه ي یار است
و زنی محو تماشاست زبالای بلندی،
الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»
خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را و بریدند ...»
دلت تاب ندارد
به خدا با خبرم
می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
تو خودت کرب و بلایی،
قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی،
تو کجایی ... تو کجایی... .
اما.نام شریف حضرت فاطمه در قران نیامده است .؟
جواب . ( با عدد کبیر )

محمد علی فاطمه حسن حسین
یک اسم را گذاشته وسط و این طرف و آن طرفش دوتا اسم گذاشته
دوتای سمت راست را که می شناسی؟ با هم برادرند
دوتای سمت چپ را هم که می شناسی؟ با هم برادرند
اسمی که وسط است، پنج حرفی است
از برادرهای سمت راست یکی چهار حرفی است و یکی سه حرفی
از برادرهای سمت چپ هم یکی چهار حرفی است و یکی سه حرفی
حالا یک اسم پنج حرفی داریم که یک اسم سه حرفی این طرفش هست (علی) و یک اسم سه حرفی آن طرفش (حسن).
دوباره این طرف ترش یک اسم چهار حرفی است (محمد) و آن طرف ترش هم یک اسم چهار حرفی (حسین)
سمت راست اسم مادرمان مجموعا هفت حرف هست و سمت چپش هم هفت حرف.
این هفت حرف با آن هفت حرف می شوند چهارده حرف.
انگار خودش توی این چهارده حرف، هم هست و هم نیست.
حالا آن چهارده حرف با پنج حرفی که باقی مانده با هم می شوند نوزده حرف.
.
نوزده هم که می دانید برای خودش اسراری دارد.
من که سر در نمی آورم ولی در مورد این عدد بزرگانی مثل علامه ی حسن زاده صدها صفحه و حتی بیشتر قلم زده اند.
همین بس که نوزده، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است...
ب س م ا ل ل ه ا ل ر ح م ن ا ل ر ح ی م
م ح م د ع ل ی ف ا ط م ه ح س ن ح س ی ن
وقتی خدا بخواهد با زیباترین تقارن عالم جانسوزترین روضه ی عالم را به تصویر بکشد این طوری می شود:
محمد علی فاطمه حسن حسین
یک خانم...
دوتا مرد این طرف
دوتا مرد آن طرف...

خدا کند که مرا با خدا کنی آقا
زقید و بند معاصی جدا کنی آقا
دعای ما به در بسته می خورد ای کاش
خودت برای ظهورت دعا کنی آقا


نگارنده بدون در نظر گرفتن اختلاف بین شیب افزایش قیمت دلار در دو دوره فوق الذکر و بدون در نظر گرفتن افزایش 55 درصدی قیمت دلار آزاد در مدت کمی بیش از یک ماه می نویسد: بنابراین دولت دهم این شانس را دارد که با حفظ نرخ دلار توسط سیاست های پولی بانک مرکزی، در محدوده 1600 تومان آن هم طی تنها یک سال و نیم آینده، عنوان بیشترین اهتمام برای حفظ ارزش ریال را در مقایسه با سایر دولت ها، برای محمود احمدی نژاد رقم بزند.
آن روز تمام کربلا زینب بود


شاید تا کنون برای تان سؤال شده باشد که این برجستگی سبز رنگ روی گنبد سبز پیامبر متعلق به چیست؟
درجریان تخریب قبور در راستای فعالیت وهابیون در مدینه ، یكی از وهابیون برای تخریب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و برای بمب گذاری به بالای گنبد می رود ، كه ناگهان صاعقه ای با او برخورد می كند و او همان جا خشك می شود.

نمایی دیدنی در شب از محدوده برج میلاد تهران
پل خواجو اصفهان
آرامگاه سعدی شیراز
میدان امیرچقماق در یزد