گیرم که رد کنی دل ما را… خدا که هست !


با زبان کوفیان آشنایی؟
 همان ها که برای حسین نامه می نویسند که:
بهار است و هوا خوش گوار.
جوشش چشمه سار است و سر سبزی اشجار.
بی تو، بهار زمستان است
و بی تو، زندگی، مرگ.
بیا... تا با تو نماز بگذاریم.
همه منتظرند که به تو اقتدا کنند...

عجیب است! چه قدر مضمون این سخنان به دعای ندبه ی ما شباهت دارد؟!

«متی ترانا و نراک...اترانا نحف بک...»
کی شود که تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم؟...
آیا خواهی دید که ما به گرد تو حلقه زده ایم؟...